محمود نجم آبادى
263
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
و طبيعى است كه تربيت پزشكان در اين مراكز ( بيمارستانها ) انجام مىگرفته است . به همين نحو مىتوان حدس زد ، كه مستحفظين و مباشرين بيماران كه در حكم پرستاران امروزى بودهاند ، در مراكز بالا زير نظر پزشكان و فرمانداران تربيت مىيافتند . در اينجا مقصود از تربيت پرستار و طبيب به آن معنى كه امروزه از آن مفهوم مىگردد نيست ، سهل است كه به پاى بيمارستان و مدرسه طب جنديشاپور هم نمىرسيده ، بلكه طبيعى چنين است ، كه هر بيمارى كه قدرت راه رفتن و نشست و برخاست نداشته قاعده فردى كه وى را درمان مىكرده ، طبيب معالج و افرادى كه به مراقبت بيمار مىپرداختند ، پرستاران يا ملازمان بيمار بودند ، همانطور كه در صفحات قبل در فصل مربوط به طب شبه قاره هند از آن صحبت داشتيم . د ) آئين و سنت پزشكى و اجازه طبابت - تصور نمىرود در هيچيك از اديان قبل از اسلام تحصيل علم طب و طبابت و رعايت آئين و سنت پزشكى همانند آئين زرتشت باشد . در ايران باستان بسيار صريح و روشن تكليف طالب علم طب و طبيب و وظائف او را معين ساخته است . قسمنامه بقراط و آئين و سنت پزشكى كه وى در عالم طب وارد ساخته ، از اصول مهمهاى است كه از 2500 سال قبل تا به حال در آن تغييرى داده نشده است . و با آنكه اينهمه تغييرات و تبدلات در علم طب پيش آمده ، هنوز تقريبا مطلب يا نكتهاى از آئين و سنت پزشكى بقراطى تغيير و تبديل نيافته است . معهذا مىبينيم كه در آئين زرتشت عملا آئين پزشكى قبل از بقراط به بهترين نحو اجرا مىگرديده است .